| صلیب |
|
گفت:من که دوستت ندارم پس چرا به من هديه مي دهي !؟ گفتم : بر سر هر گوري صليبي مي نهند اين صليب را بر گردنت بالاي قلبت بياويز زيرا انجا گورستان عشق من است . زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم اما گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم.... .تو نيز به من آموختي چگونه دوست بدارم اما به من نياموختي كه چگونه تو رو فراموش كنم.
|
