تبليغاتX
طراوت باران
^^^ آخرین آپ = سالگرد طراوت باران ^^^

ستاره های خوب و دوست داشتنی ام سلام
امروز داشتم به  شعر صداي پاي آب سهراب فکر مي کردم به اين که زندگي رسم خوشايندي است . آره مثل يه دفتر خاطرات که يه روز دوستي رو ورق مي زني و روز ديگه جدايي . به قول سهراب زير باران بايد رفت ، دوست را زير باران بايد جست . من زير بارون رفتم و يه عالمه دوست خوب پيدا کردم . خيلي هاشون الان ديگه وبلاگ نمي نويسن اما هنوزم گهگاهي طراوت باران رو تنها نميذارن  خيلي ها شونم رفتن تا با يه وبلاگ جديد بياند که اميدوارم همه شون هر جا که هستن موفق باشن .
همیشه جدایی سخته . بالاخره طراوت باران هم یه روزی باید می رفت جز یادگاری ها . دقیقا یک سال گذشت . یک سال پر از خاطره های خوب و قشنگ که همشون به یادم می مونه . سوم آبان 84 بود که طراوت باران یه عالمه دوستای خوب پیدا کرد . شاید یه روزی دوباره طراوت باران با یه دنیای قشنگ تر اومد پیشتون . از نظرای مهربونتونم ممنونم . حتما آخرین نظرهاتونم می خونم و امیدوارم همه تون هر جا که هستین شاد و سربلند باشین.

و در پایان : 

ما از تبار شبنم و آهیم
یک لحظه ایم ! کوتاه کوتاهیم
با گریه ی مهتاب می آییم
با خنده ی خورشید می میریم
خطی میان آه تا دم
آه ... آدم

خدا پشت و پناهتون

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط فرزانه در پنجشنبه چهارم آبان 1385 و ساعت 21:51